گشتاسب بنابر روایات دینی
دربارهٔ ویشتاسپ (بشتاسب، بشتاسف، گشتاسپ) طبری، مسعودی، دینوری، حمزه اصفهانی، ابوریحان بیرونی، مطهر بن طاهر مقدسی، ثعالبی، دقیقی، فردوسی و ابن بلخی روایاتی نقل کرده‌اند. چون سی سال از سلطنت گشتاسپ گذشت زرتشت از آذربایجان به دربار او رفت و دین جدید را در آنجا اظهار کرد و کتاب موسوم به اوستا که با خط زرین بر روی دوازده هزار پوست گاو نر نوشته شده‌بود، بر پادشاه عرضه کرد.

گشتاسپ‌شاه دین زرتشت را پذیرفت و آتشکده‌ها بنا کرد. بعد داستان واقعهٔ جنگ ارجاسپ پادشاه توران پیش می‌آید. ارجاسپ بر کشور گشتاسپ حمله‌ور شد. گشتاسپ برای دفاع، مردانی چون جاماسپ (داماد زرتشت)، زریر برادر خویش و دو پسرش بستور و اسفندیار (سپندیاذ) را داشت.زریر سپه‏سالار ایران بود، در آن جنگ بى‏درفش جادو كشته شد. شرح دلیرى‏هاى این پهلوان در كتاب رزمى یادگار زریران به دست آمده است. پسر زریر به سنتور نام داشت كه انتقام پدر را بگرفت و پس از او سپه‏سالار ایران شد.زرتشت نیز در این جنگ كشته شد. گشتاسب ابتدا شكست خورد، ولى بالاخره به تدبیر وزیر خود، پسرش اسفندیار را كه در بند بود، آزاد كرد و وعده داد كه اگر ارجاسب را شكست دهد تخت شاهى را به او واگذارد؛ پس اسفندیار ارجاسب را شكست داده بكشت و دو خواهر خود را نجات داد و چون گشتاسب به هیچ بهانه از دست اسفندیار و اصرار او براى گرفتن تخت پادشاهى آسوده نمى‏شد، او را به جنگ رستم فرستاد. و این شاهزاده كه رویین تن بود به اصابت تیر به چشمانش به دست پهلوان سیستانى، كه مذهب زردشت را نپذیرفته بود، كشته شد. پس از او گشتاسب سلطنت را به پسر اسفندیار، كه بهمن نام داشت واگذار كرد و درگذشت.
جنگ اسفندیار با رستم مى‏رساند كه خانواده‏ى رستم پیرو دین زرتشت نبوده‏اند و ذكرى كه در داستانها از بت‏پرستى در زابل و هند یا جاى دیگر مى‏شود اشاره به مذهب بودایى است كه در شرق ایران رواج داشته است.
در شاهنامه فردوسی چهره گشتاسب بکلی با آنچه در اوستا میبینیم ناسازگار است. در حماسه فردوسی گشتاسب شاهی خودکامه و ستمگر است که نمی‌تواند از ایران در برابر تاخت و تاز تورانیان پدافند کند و به سیستان می‌گریزد. اینگونه که پیداست دو روایت درباره گشتاسب‌شاه در دست بوده‌است. یکی روایت موبدان زرتشتی و دیگری روایتی از زندگی و کارکرد گشتاسب در میان مردم ایران. همین روایت دوم است که در شاهنامه بازتاب یافته‌است. در منابع قدیمی، آبادسازی منطقه تالش گشتاسبی را به گشتاسب‌شاه نسبت داده‌اند.
نظریه یکی پنداشتن گشتاسپ کیانی با گشتاسپ پدر داریوش هخامنشی

یکسان بودن نام ویشتاسپ یا گشتاسپ پادشاه پشتیبان زرتشت که وجود تاریخی او به وسیلهٔ گاهان تأیید می‌شود و ویشتاسپ پدر داریوش بزرگ باعث شده‌است که برخی از دانشمندان آن دو را یکی پندارند. این مطلب را هرتل و سپس هرتسفلد در کتاب باستان‌شناسی ایران در سال ۱۹۲۹ مطرح کرده‌است. آرتور کریستن سن این نظریه را رد کرده‌است.


منبع:ویکی پدیا,سایت راسخون

منابع سایت:گشتاسپ گرفته از اوستا، گزارش و پژوهش تاریخ گشتاسپ قطره دریایی، تهران ۱۳80ص۱۰۴۶

کریستن سن، آرتور. کیانیان. ترجمهٔ ذبیح الله صفا. چاپ پنجم. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ۱۳۶۸


عادله کریمانی